شوخی لکههای ابر
در آبی فراخ
جشن باد و درخت
در گرگ و میشِ محلهِ پای کوه
وزن دم
میان بینی و سینه
آکندهِ نام ها و یادها
شهرها و سالها
چهرهها و صداهای رفتگان و آیندگان
پس واپسین بازدم
همین دانش زیبا بود
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر