۱۳۹۸ اسفند ۴, یکشنبه

۱۳۹۸ دی ۳۰, دوشنبه

آهای غ

آهای غار
غارِ یاری‌های نخستین
دائرهِ سرخ‌داغِ زبانه‌ور از
قصه‌ها و آه‌ها و نگاه‌ها
ترس و شگفتی
مهر و درشتی
سایهِ دیشب
آیهِ فردا
اگر آینده می‌‌دانستی
اگر گذشته می‌‌توانستم
اگر اکنون در تو بودم
اگر آپارتمان همان خوابِ شومی که در تو دیده بودم بود
برابر جعبه‌ای آکنده از جنگ‌ها و قحطی‌ها و خون و خاکستر
دیشب خودم را به سگوش نام‌ات گره می‌‌زدم
فسیل می‌‌شدم نمی‌‌گذاشتم زمان
سوارم شود تا لبِ گول
پیاده‌ام کند توی دا

۱۳۹۸ دی ۲۱, شنبه

فرنیلو

فرنیلو- کار خسرو برهمندی
به یاد نیلوفر صدر، از ناز‌ترین دوستان زندگی‌ من و خسرو و جاوید، یکی‌ از پرپر‌شدگان آن هواپیما‌ی اوکرایینی که با موشک سپاه منفجر شد.
شرم بر جیم‌الف، کارخانه فاجعه و نکبت و دروغ و بر آمریکا که زمین و آسمان خاور میانه را دچار آشوب بی‌ پایان کرد!


۱۳۹۸ دی ۵, پنجشنبه

چه م

چه می‌‌دانم از چمدان‌ام؟
من آن را نبسته‌ام
زمستان بست
نطفهِ خودم را هم شبی زن و مرد ناشناسی
بستند و بستهِ  نه ماهه ماهی‌ِ سراب شد
و بیخ گوش‌ام نی عرب نشست
خودم چمدانی از چه می‌‌دانم‌ام
پیله بس جناب گمرکچی!

۱۳۹۸ دی ۲, دوشنبه

سترگ گ

سترگ
گرسنگی گرگ است
گرگانگی گرسنه
نه شعرِ زوزه
نه زوزهِ شعر
دهانی گنده‌تر برای خوردن دهان‌هاست
خموشی و خاموشیِ خانه‌ای در تو
که نور و ناله را می‌‌خورد
و دهان خسته
بخار سیب‌زمینی‌ آب‌پز را نگاه گرگ گرسنه می‌‌بیند
اسب
اسبِ بوسیدهِ تو
در آغل از آخور
می‌‌ترسد
از خوردن
بیش از خورده شدن

سترگ!
هوم!

۱۳۹۸ آذر ۲۹, جمعه

در د

در دائره یکی‌ از پنجی
پنجِ خمِ خمار
با خویشکاریِ درجا
گردیدن
گردی و حرف مفت
حتی اگر الف باشی‌
هزار تاریکی‌ یک قصه
در دائره
در‌ی گردانی

مرا ب

  مرا برده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا مرده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا نصفه‌نیمه خورده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم نگاه کن! برده‌مرده‌نصفه‌نیمه‌خو...