۱۳۹۶ اردیبهشت ۳۱, یکشنبه

اگر آب


اگر آب یادش برود
اگر در رقص
شمشیر آب شود
بریزد از شانهِ جلاد
اگر خطِ میخی‌ بروید
از سایهِ سرِ خمیده بر نطع
اگر تن‌ِ تشنه‌ با
دست‌های بسته از پشت
پشتهِ شن شود
شنِ پشته‌های پا‌شان
اگر


۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

چکش‌ها می‌‌چکند

چکش‌ها می‌‌چکند
داس‌ها به یا‌س می‌‌نشینند
ارّه‌ها می‌‌گویند آره
درخت‌ها رخت در می‌‌آورند
که تبرها آنها را متبرک کنند
میخ‌ها می‌‌خوابند
بید‌ها بیدار نمی‌‌شوند

ای بی‌


ای بی‌
ای بین
ای بینا
ای بینا‌م
ای بی‌ نامو
ای بی‌ ناموس
ای بی‌ ناموسی
ای بی‌ ناموسیرکِ منظومهِ شمشی خانم
منظورِ تو چبود؟

عشقبا


عشقبازی چه باشد
دو برهم‌سوارگی
عاشقِ بیهمبازی چه کند
طی‌ِ خود سوارِ پیادگی
به همین مارکی‌دو‌سادگی‌
آه! آه!
زهی بیچارگی!

شغل مخک!

https://ichef.bbci.co.uk/news/624/cpsprodpb/500B/production/_95419402_jojlswnv.jpg

صدا می‌‌رود


صدا می‌‌رود
صدا می‌‌آید
صدا در سکوت
دستِ هفتاد جدِّ خودش را می‌‌گاید
تنها صداست که اهورا می‌‌اهریمند
اهریمن می‌ اهوراید
صدا
در مثلثِ تنها

بهار آ


بهار آیینه‌ات
ای مسیحِ شیرین
این بار
انگار باید این کیکِ مسموم را
با کون خورد و از دهان
افتاد توی چاه افعی‌ها!

اگر آب

اگر آب یادش برود اگر در رقص شمشیر آب شود بریزد از شانهِ جلاد اگر خطِ میخی‌ بروید از سایهِ سرِ خمیده بر نطع اگر تن‌ِ تشنه‌ با د...