۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

اگر اسلام به راستی‌ دروغگو را


اگر اسلام به راستی‌ دروغگو را دشمنِ خدا می‌‌پنداشت می‌‌شد به مسلمین گفت:
توجه! توجه! مژده! مژده!
من از دوستانِ خدایم و از دینِ شما بسیار بدم می‌‌آید!
دینِ شما همزمان مرا دچارِ یبوست و اسهالِ مزمن می‌‌کند!
دینِ شما با گلاب‌پاش و آفتابه به من حلق‌چپان و تنقیه شده: به ارث رسیده!
دینِ شما مرا افسرده و موذی و دقمرگ می‌‌کند!
بیایید مزاحمِ همدیگر نشویم!
شما بروید مسجد من می‌‌روم  تیما‌بیمارستان و تن‌ و روان‌ام را تا مغزِ استخوان ضدِّ عفونی‌ می‌‌کنم!
به سراغِ من اگر می‌‌آیید!
نه نیایید!
از تنقیهِ کمپوت هم بد‌م می‌‌آید!

۲ نظر:

  1. در مکاشفه فرماید:
    برو شکر حق کن مسلمان شدی
    که در آب جاری تو شاشان شدی
    کنون با چنین پاک دین مبین
    برو هرچه خواهی تودر آب رین
    زگفتار بیهوده ! بربند دم
    که گر رنجد او اندکی بیش وکم
    دهد هستی ات رابه باد فنا
    بپا سازد اندر سرایت عزا!
    لا حول ولا......

    پاسخحذف

سپس رضا هومن

دو ساعت پیش در تظاهرات خبرِ رضا را شنیدم، گیج شدم و آه پشتِ آه از نهادِ پشتِ نهادم برآمد به خانه که برگشتم عجیب شدم! ما از آغازِ مونت...