۱۳۹۵ فروردین ۲۰, جمعه

هنگامی که میانِ دیگران هستم


به مریم مطلق


هنگامی که میانِ دیگران هستم
بسته به شمار‌شان
احساس می‌‌کنم که مراهمان‌قدر‌
تکهتکه‌ کرده‌اند
تکه‌هایی‌ که می‌‌خواهند با من یک تکه شوند
 یکه ای که می‌‌خواهم با آن تکه‌ها شوم
تکه‌های یک روانِ پاک
که زبان و ذهنِ هیچ تکه‌ای را به یاد نمی‌‌آورد
شعر‌ی که هر سطر‌ش را به یک زبان مرده نوشته‌اند
شاعرانی با خود‌های کشته
برای خاک‌کردنِ سرعتِ مساله
اسلحه‌ای اوراق‌شده
میانِ د‌ش‌ها و من‌ها
نخست و سپس
باید در جنگی جهانی‌ متحد شد
با سوار‌کردن حقهِ خطر
همدیگر را حلقه حلقه از زنجیر‌ کم کرد
ای دیگران‌ام
بازیگران‌ام
تکه‌های بازی‌ام
کسی‌ از شما سطر‌ی از مرگ 
برگی از جنگ
حرفی از زبان‌ها را به خاطر دارد؟
راستی‌ آن یارو که همه
می‌‌خواستیم باشیم
 کی‌ بود؟

۲ نظر:

  1. خروش وحش بر وحوش فرش
    وااااااااااااااااای
    چه کردی ی ی ی ی
    تا باز بخوانم مگر همبازی شوم با واژه های باز
    واژه های ناز
    واژه های راز
    ای شاعر شعرهای طناز

    پاسخحذف
  2. هی‌‌ها ‌هه....دم‌ات توپ اژدر‌ا!

    پاسخحذف

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...