کبریت روشن و ماهی خام میخورد :
شمال این عمر
در ایگلوی دوزخ بدو گذشت
جنوب این عمر
بر اجاق پردیس اسکیمو
یا یخ زدم شعله ور
یا سوختم منجمد
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
چقدر ساده و عمیق به دل رفت، بر اجاق اسکیمو یا منجمدانه سوختن حسیست که عمیق داغش مانده است و عاجزمان کرده بود از توصیفش.
پاسخ دادنحذففدای زیبا الینا!
پاسخ دادنحذف