به ساسان شهبازی
پیاده شد
به جمله بست اسب
سوار شد
سوارِ است
تاخت تا تهِ شتاب
ریخت از کتاب
همه در مه ها میکنند
پشتِ هایش هر کسی
همهِ مه است
( مهِ ها ها ها
مهِ همهمه)
باشد
نباشد
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
ایکاش متشاعران!فراوان این روزها این شعر را بخوانند و کمتر زحمت ما بدارند!
پاسخ دادنحذفدم ات گرم
بهبه! همایون گل! دمات توپ!
پاسخ دادنحذف