۱۳۹۳ فروردین ۱۱, دوشنبه

نخست خنده دیوانه می‌‌شود


به باستانِ جوانی: عطا خیرخواه


نخست خنده دیوانه می‌‌شود
سپس از خنده دیوانه می‌‌شوی
دهان که چاهِ دیوان شد
روزی یک دندان‌شاه می‌‌شود
شبی یک دیوانه می‌‌افتد
چاه که لب از استخوان‌ریخت
دیوان که خمیرِ شاهانه خوردند
سپید‌ها که پریدند
 شدید پریدند
فجیع پریدند





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دیو شدم د

    دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیو‌چه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...