به نگینِ بیست و ششسال و شش روزه
پس بشود آنچه بباید
کوه
نزدیکتر بیاید
شانه به پرت بساید
بپرد از گاه
آینده بیاید
بیا
یا بیا
که گوشتِ ناطق
گوش ندارد
که گوشت ندارد
گوشِ عاشق
گوشهِ صدا
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر