سیاهنوری خوردهام که
اگر بپرسی
سپیدتار میشوی
در این حوالی نسیماژدها را غبار میکند
و افعی کپسولی افتاده از بیابانِ آسمان است
که شبِ پریدهرنگِ سنگین برمیدارد
و کبرا آمپولی
عاشقِ جیغِ کودکان
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر