متعهلق
متعهلقا
با این تکانی که به مرده میخوانند
من هیچ نسبتی با تن ندارد
هر نسبتی که با تن داشت
در عوالمِ نسبتِ آلبرت با کبیر بود
کبیرِ کوچولو
فرشِ کبیر
رستورانِ کبیر
آقابزرگِ لشکری از متعهلق
متعهلقا هیچ
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
در آغاز الف و غاز بر عکسِ هم میپریدند
پاسخ دادنحذف