متعهلق
متعهلقا
با این تکانی که به مرده میخوانند
من هیچ نسبتی با تن ندارد
هر نسبتی که با تن داشت
در عوالمِ نسبتِ آلبرت با کبیر بود
کبیرِ کوچولو
فرشِ کبیر
رستورانِ کبیر
آقابزرگِ لشکری از متعهلق
متعهلقا هیچ
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
در آغاز الف و غاز بر عکسِ هم میپریدند
پاسخ دادنحذف