دسته هم در سینهِ استخوانیِ ما
استخوانی به استخوانرسیده است
استخوان رسیده است
ای دستِ دستهدار
چاقو را هم بچین!
دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیوچه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...
کسی که نیستم
پاسخ دادنحذفاز چه بترسد
بلاجواب است
پاسخ دادنحذفبلا در جواب است
درِ بلا جواب است
جوابِ بلا در است
کیه؟
"هر ملتی ملتهای دیگر را به تمسخر میگیرد و همه حق دارند."
پاسخ دادنحذفآرتور شوپنهاور
چه خبر آرتور؟
پاسخ دادنحذفکجا بودی اینهمه "بازهِ زمانی"؟