دریافتم که در
دربدر شده
قلندر شده
دریا شده
بندر شده
پدر شده
مادر شده
برادر شده
پشتِ خود نشسته
قفلِ خود شکسته
ولی نبسته
هرگز هرگز هرگز
خود را به روی بازی
خنده
آینده
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر