شبها درخت میشوی که شوی
یوزِ روزها
پرهیز کن ز پُف
که شعلهِ خوشبو شود خموش
تندی بگیر
از بادِ چُست و سایهِ چابک
پفیوزشادکن مشو ای یوزِ یوزها
در کفشِ این بیابان حتما ریگِ دومی هست
در ریگِ دوم و بی شمارماش شاید
پابرهنهای دنبال کبوترش میگردد
این روزها اگر مرا قهقهنده و جهنده و چمنده
در خیابان دیدی
بدان که هندوانهای فضایی خوردهام
و موجودی در کلاهام
آوازهای ژیندوسی میخواند
تا تو از رقصِ کوهها چه بویی
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan