پا پشتِ پا درازایم را پهنا میکنم
قاتلی با تنِ مبّدل
در باغِ وحشِ یک رُمان
کرگدنی گرفتار در شاخِ نوزدهم
پا پشتِ پا درازایم را پهنا میکنم
پهنایم را دراز وُ هیچ
هیچ یادم نمی آید
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر