۱۳۹۶ آبان ۱۳, شنبه

قاف


قافی پس از طلاست
که باید از تای پس از وق گرفت
و  پیشِ گافِ پس از سین نشست!

در این می


در این میدان بود
که دانه‌هایی‌ که می شدند
از رگانِ مستانی که پی‌ شدند
گسیختند
ریختند
گریختند

سگ‌ام


سگ‌ام جوری نگاهم می‌‌کند که انگار
تو که سگ نداشتی‌
داشتی‌ هم مالِ تو نبود
سنگ هم می‌‌داند که سگ
مالِ زمین است
سنگ‌ام جوری نگاهم می‌‌کند که
انگار
تو نامِ آیندهِ منی

در آغاز


در آغاز
الف
غاز می‌‌چراند
هنوز غاز می‌‌چراند
و جاودانه غاز
خواهد چراند
باقی‌
چرندِ چرنده
نشخوارِ بیشمار‌پایان
قا قا قا

۱۳۹۶ آبان ۱۲, جمعه

متعه‌لق


متعه‌لق
متعه‌لقا
با این تکانی که به مرده می‌‌خوانند
من هیچ نسبتی با تن‌ ندارد
هر نسبتی که با تن‌ داشت
در عوالمِ نسبتِ آلبرت با کبیر بود
کبیرِ کوچولو
فرشِ کبیر
رستورانِ کبیر
آقا‌بزرگِ لشکری از متعه‌لق
متعه‌لقا هیچ

سیاهنور‌


سیاهنور‌ی خورده‌ام که
اگر بپرسی
سپید‌تار می‌‌شوی
در این حوالی نسیم‌اژدها را غبار می‌‌کند
و افعی کپسولی افتاده از بیابانِ آسمان است
که شبِ پریده‌رنگِ سنگین بر‌می‌دارد
و کبرا آمپولی 
عاشقِ جیغِ کودکان

۱۳۹۶ آبان ۱۱, پنجشنبه

ای دو چ


ای دو چشمِ وا
در آینهِ سینه
به سینه
در دمِ پلک و
بازدمِ تاریکی‌
از پشتِ شاخه‌ش
آذرخشِ پنهان
غیر از
شاخه
چه دید

مرا ب

  مرا برده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا مرده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا نصفه‌نیمه خورده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم نگاه کن! برده‌مرده‌نصفه‌نیمه‌خو...