۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۰, جمعه

افسوس گوجه شرنگی


کسی‌ بیاید پستانکی به دهان‌های اینها بگذارد : کودکان درون


افسوس گوجه شرنگی
روی داغ فرشته فرنگی‌
قاطی دروغن زریتون
با شیراب دپستان بلوغ
بخورند اینقدر سکسکه ی بی‌ عیار نزنند
ناگهان ستون‌های بیرون پنجم
مدل‌های قول مندرس
با شکم‌های گنده
یکصدا دم گرفته اند:
"کودک درون!
کودک درون!
کودک درون ام!"
ول کنید این کودنک دون را!
ای تابلو‌های ایست!
آبستنان باد!

۲ نظر:

هر چ

هر چه می‌‌کشتند نمی‌‌مردی هی‌ هی‌ راسپوتین قاتل داری یه دوجین قتلو می‌‌شناسی فقط همین!