بهشت مارسحر بیانی
باز کرمِ شبکتاب
پرید تو تاریکیِ کلفت
کشید روزنه
تو تاریکیِ دراز
مو به مو
آیندهِ خندهِ تو را
تو استخوانِ سرِ من نوشت
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
سِحر ِ بیان ِ تو
پاسخ دادنحذفدرین شب ِبیابان ِ بیان
سَحَرها می نشاند!
جوش را عشق است.
دمات توپای همایونِ فرخنده!
پاسخ دادنحذف