۱۳۹۸ مرداد ۱, سه‌شنبه

ناگاه خ

ناگاه خنگ شدم آنچنان که پنداشتم
خنگ‌ام
جفتک‌زنان
از سوار‌م سبک 
محو هاله شتاب

درد زمین بود که هشیار‌م کرد
با اینهمه پس آن وحشی که غبار خود شد
کی بود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دیو شدم د

    دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیو‌چه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...