۱۳۹۸ مرداد ۱, سه‌شنبه

ناگاه خ

ناگاه خنگ شدم آنچنان که پنداشتم
خنگ‌ام
جفتک‌زنان
از سوار‌م سبک 
محو هاله شتاب

درد زمین بود که هشیار‌م کرد
با اینهمه پس آن وحشی که غبار خود شد
کی بود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرا ب

  مرا برده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا مرده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا نصفه‌نیمه خورده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم نگاه کن! برده‌مرده‌نصفه‌نیمه‌خو...