ناگاه خنگ شدم آنچنان که پنداشتم
خنگام
جفتکزنان
از سوارم سبک
محو هاله شتاب
درد زمین بود که هشیارم کرد
با اینهمه پس آن وحشی که غبار خود شد
کی بود
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر