به آخ توی سوراخ
که دستام برای سور خار
می مارد
خارمارِ مار در خارزار می خارد
دمار مار را ولی خارش درون در می آرد
خارهای خون که نیش را می پریشند
نقاط شرنگ را بخار می کنند
صغری کبری را گزیده
سقراط را ندیده
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر