جمهوری وحشی شرنگستان
آنکه زًل زده بود از ازل
به رخات
تا ابد آینه بود
برگی گرفتار از
آذرخش
در فولاد
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر