۱۳۹۵ آبان ۸, شنبه

شورِ کورشی


سرشاخِ مجازی شو و یک شاخِ مجازی
میزن به دک و دندهِ گستاخِ مجازی 
تا آخِ مجازی بکشد شاخِ مجازی

این روزن‌فکران اگر با همین گستاخی‌ای که کوروشیان را باستانی‌گرا و نجس می‌‌شمارند محمدیان و علویان و حسینیان و چنگیزیان و واشینگتنیان و ناتوئیان را نامانی‌میکر‌شسته می‌‌پنداشتند بر آنان حرجی نبود ولی‌ آنان در عاشورا و تاسوعا و هالووین(بله دارلینگ!)هیچ چیزِ باستانی‌ای نمی‌‌بینند و آن حیفِ روزها را چون ایامِ مدرنِ خدا می‌‌دانند یا دستِ کم جرات نمی‌‌کنند در باره کمفلفلنمکیِ پلو قیمهِ سیاسی‌عبادی‌اش حرفی بزنند! اگر انبوهی از جوانانِ ایرانی‌ و بختیاری‌ها لباس محلی پوشیدند و بشکن‌زنان رفتند گردِ یادگارِ کوروش گشتند و شعار‌ی بیخِ جیم‌الف‌سوز سر دادند اینها سر تکان می‌‌دهند: ناسیونالیسم، فاشیسم، باستانگرایی...
باستانی‌تر از جیم‌الف و دین‌اش عکسِ علی‌ در زورخانهِ شعبان بی‌ مخ!
چه کفری!
این انبوهی و شورِ کورشی دهن‌کجی به شورِ حسینی است: از این روشن‌تر نمی‌‌شود نه به تشیعِ سیاسی گفت!
این رفتار معنی‌ دارد حتا اگر به نظرِ این کتاب‌نویس‌های مهم "ناسیونالیسم" بیاید!
وای! ناسیونالیسم! چه جرمِ هولناکی!
البته که حقِ تعیینِ سرنوشتِ فرمایشی تنها نظر‌کرده‌های ناتو را در بر می‌‌گیرد و ایرانی‌‌ها مشتی "فارس"ِ فاشیست‌اند که دیگران را استعمار کرده‌اند!
چه چیزی شگفت‌انگیز‌تر از این که ایرانی‌‌ها پس از یک هزاره و نیم استعمارِ اسلامی دارند نامِ کورش را بر می‌‌افرازند!
جیم‌الفیان حق دارند خوشحال نباشند من چرا تو لب بروم: کورش! به‌به! چه نامِ نیکی‌!
به کری گوشِ اجنبی‌الله‌ها! 




۳ نظر:

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...