۱۴۰۳ آبان ۶, یکشنبه

به فرزاد

 امیدواروم که هنطو، یعنی‌ انشا‌الله گربه ببو.


یک گوشزد ساده: سعی‌ کن مثل همه غرق هیجان نبهی، کمی‌ هیجان به صورت‌ت بزن ولی‌ غرق نبه.


وقتی‌ توده انبوهی غرق هیجان ابو، آینده کشور به خطر گزر‌تری اکهه.


ایران در وضعیت بسیار خطرناکی یه و مردم متوجه میدانی که زیر آینده شون مین‌گذر‌ی بوده نهن.


ما هم سال پنجاه و هفت همی‌ کلک‌مون خو.


خراب‌کاریون به سبک "انقلابیون"سوریه شروع بوده: دوش تو دو هواپیما‌ی پرواز داخلی‌ بمب‌گذاری بودر که خنثی بو، هفت متر راه‌آهن تهران تبریز‌شون در سریع‌ترین نقطه قطار بریدر که اگه یه چوپونی مشکوک نبودر و به موقع گزارشی ندادر صد‌ها آدم کشته ابودن.


هر کاری هم آ وارداتییون اکنن، شایع اکنن که کار خود رژیمه و ‌ای بس یه رژیم کثافت‌کاری‌ش کرده همه باور اکنن: و یه یعنی‌ ویزا‌ی خرابکاری.


لابد اگه رژیم بکهه هم اگون کار خوشونر.


وای به حال هیجان‌زده‌وون و فریب‌خورده‌وون مهربونیون گذرا‌ی ناشی‌ ‌ای هیجان پیش ‌ای افسردگی شدید در اندازه ملی‌.


نفرت ‌ای رژیم نباید باعث ببو که حلقه محاصره‌ای که داره دور ایران تنگ ابودنه ندیدین.


دنیا بر لبه پرتگاهه: چهار پنج روز پیش، خط لوله گازی نورد‌ستریم دو شون منفجر که(که غیر ‌ای آمریکا؟)و یه یعنی‌ پایان آلمان صنعتی‌ و به خطر کوتن جون چند میلیون پناهنده.


پریری هم بخشی ‌ای پل بین‌المللی کریمه شون ترکند و صباح معلوم نهه کجا‌ی ایران یا جهان بفرستن هوا.


هر روز ممکنه بمب اتمی‌ ‌ای طرف روسیه یا غرب به کار برو و چهره جهان جذامی ببو.


جهان به شتاب به طرف جنگ جهانی‌ اروتنه(و دزدی اعتراض‌ون به حق ملت ‌ای طرف باندون تبهکار بیگانه هم تو همی‌ مقوله اگنجه)و مون و تو دلمون خوشه که دارین پرواز اکردنین به طرف بهشت آینده.


وضع ایران اتاهه به جایی‌ برسه که ‌ای سر نو خوی یه یکی‌ هم بگون: خدا بیامرز!


به جای هفت دریا هیجان، تشنهِ دو جرعه فکر ببهین.


جمهوری اسلامی حتما و تاریخا باید برو ولی‌ نه به هر قیمتی، به ویژه به قیمت ایران تحریم و خشکسالی و دروغ و ستم و فساد‌زده و مردم گرفتار افسرده و عصبی‌یی که شو و روز بوقون بیگانه ورششون تلقین اکنن که بدبخت‌ترین مردم زمینن ولی‌ خبر‌ای حال و روز مردم بسیاری ‌ای جاوون زمین ندارن.


حواس‌ت به تک‌تک یه گپونی که یه روزون اشنوی یا ازنی ببو.


ما ‌ای سر دارین لو پرتگاه کشتی‌ اگتنین.


ایران اتاهه مثل یه هندوانه، به نام مردم و به کام بیگانه‌وون و نفوذی‌ون داخلیشون به زمین کوبیده و صد تکه ببو.


خطر نزدیک‌تر ‌ای چیزی یه که تو آینه ادیستنین: یه رژیم دگه چوپون دروغ‌گو بوده و اگه بگو کلاغ سیاهه مردم اگون سفیده، ولی‌ ما ‌ای لرد ادیستنین و باور ناکنین که خواو نهین.


ندرت


مو بی‌ هیچ شکی، مقصر همه بدبختیین ایران، جمهوری اسلامی ادونوم، حتی تبهکاری دشمنونی که امروزه دگه فقط دشمن جیم‌الف نهن و با کلیت تاریخی‌-جغرافیا‌یی‌یی به نام ایران مشکل دارن: براشون گزر‌ه!


خومون باید ‌ای ایران نجات بدهین، با چشم باز و دست با پروا.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دیو شدم د

    دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیو‌چه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...