۱۴۰۳ آبان ۶, یکشنبه

معروف چاه

 که می‌‌خواهی‌ بدانی من کیستم ‌ای معروف چاه زمزم؟


من همه این شهر‌های ویران‌ام.


ویران دمکراسی‌ها، بی‌-۲کراسی‌ها، اف-۱۶کراسی، اف-۳۵کراسی‌ها، مو‌آب(مادر آ‌و آ‌ل بامبز)کراسی‌ها و تنها جویش‌بامبکراسی خاور میانه.


ویرانی همه این شهرهای کهن‌ام که نامی‌ چند از آن میان چند هزار‌ساله‌ا‌ند: ببین چه کهن‌کسانی‌ در کوی و برزن‌های دمشق و حلب و موصل و کابل و بغداد و رقه گام زده‌ا‌ند.


همان‌ها که تمدن این پهنه سوخته را ساختند و چرا دقیقا پس از ویران‌کردن معماری روان من، و تکه‌پاره یا آواره‌کردن میلیون‌ها انسان ریز و درشت شهرها و روستا‌های ترسیده و لرزیده از بیرون و درون قلمرو خود، نخستین معجزهِ چکشی‌تیشه‌ای‌بیل‌مکانیکی‌شان تکه‌تکه و خرد و خاکشیر‌کردن یادگار‌های سده‌ها و هزاره‌ها بود تا آینده نداند که اینجا‌ها هم رودی روان بود و انسانی‌ بود که چرخ‌اش، کشاورزی‌اش، خط اش، طلایه‌دولت تاریخی‌ اش، ریسمان‌اش، نویسنده و شاعر‌ش و اساطیر و دین‌های دوزخا‌پردیس‌ناک‌اش سیما‌ی جهان را تا همین دیروزِ نه چندان دورِ تاریخ دگرگون کرد.


دمکراسیرکِ شوم دست‌های سفیدِ دکمهِ بمب‌فشار‌ش را آلودهِ چکش و تیشه نکرد: داعش را آفرید با جا‌مه سیاه غزوه و غضب و دخول عدوانی غضروف تجاوز‌اللهیِ الله اکبر‌ناک به هر چه نابدترِ تمدن‌های فرسوده‌ای که دود از سرشان بر میخاست.


دمکراسیسم، همچنان تشنه و گرسنه ویرانه‌های نوین است: دگردیساندن مروا به مرغوا، ته‌ماندهِ آفرین به نفرین، تن به جسد، شهر به ناگهان‌بیابان، گذشته به برهوتی بی‌ آب و علف و بدتر از هر چیز: اینجا پیش از ما جولانگاه ریگ روان بود و جز مشتی وحشی شتر‌سوار و بربر ملخ‌خوار چیزی نبود که باشد: "ما اینجا پیمپ بنزین زدیم مک‌دونالد زدیم بانک زدیم چاه نفت زدیم دمکراسی شیاف کردیم سکولاریسم تلقیح نمودیم روسری برداشتیم توسری گذاشتیم شاعر حقوق بشری کاشتیم بشر بی‌ حقوق برداشتیم: در آغاز، تفنگ بود و کتاب مقدس و تفنگ، کتاب مقدس بود و کتاب مقدس، تفنگ و خدا‌ی گیس‌طلایی زاغ‌چشم بود."


داعش حتما نباید با الله اکبر و جا‌مه سیاه و شمشیر و چکش بیاید: نسل پسین‌ترش، از گشت‌های ارشاد و نماز‌های جمعه و بی‌ بی‌ سی‌ و من و تو و ایران‌اینتر‌نشنال می‌‌آید.


آمده: اینجاست: پان‌ایست‌گی‌لزبین مبلغ تجزیه ایران به ذرات کرونایی در ایران‌اینتر‌نشنال است.


شمشیر امر به معروف علم الهدا و کوربین "مصی‌جون" است.


نویسنده و شاعر تا مغز استخوان، سفید‌شویی شده است.


گلهِ چوپان‌خوردهِ وافوری‌کلاشنیکفی‌های اینستاگرام است.


است است.


ایست است.


من کی‌‌ام کابوس‌کشِ لوله‌دودِ واکلاشفورنیکف ؟


به غزه نگاه کن و نگران کهن‌شهر‌های ایران باش!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دیو شدم د

    دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیو‌چه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...